|
120 - درسى بزرگ از عارفى سترگ
علامه و عارف بزرگ مرحوم آيت الله سيدعلى آقا قاضى طباطبائى (استاد مرحوم علامه
طباطبائى تفسير الميزان ) روزى در كوچه اى نجف اشرف عبور مى كرد در حالى كه چند عدد
كاهوى پلاسيده و زرد بدست گرفته بود و به خانه اش مى رفت .
يكى از شاگردان به او رسيد و پس از احوالپرسى سؤ ال كرد:
چرا كاهوى زرد خريده اى ؟ او در پاسخ گفت :
اين كاهورا از اين ميوه فروش فقير ( اشاره به يكى از ميوه فروشهاى فقير كه درگوشه
اى ميوه مى فروخت ) خريده ام ، راستش اين ميوه فروش ، نيازمند است ، من فكر كردم
پولى رايگان به او بدهم ، ديدم به عزت و شرافت او آسيب مى رسد، از طرفى ، ممكن است
به پول گرفتن بدون عوض عادت كند، وانگهى اين كاهوها را كسى نمى خرد، بعد از چند
ساعت آنها را مى برد و به زباله دانى مى ريزد، ولى من اينها را مى برم آن قسمتهائى
كه قابل استفاده است ، مى خورم
(170)
به اين ترتيب مى بينيم : اين عارف بزرگ ، به اينكه در جامعه چه مى گذرد توجه كامل
داشت و به عزت و آبروى يك مؤ من فكر مى كرد كه مبادا آسيب برسد و درس احترام به مؤ
من و تواضع و دورى از اسراف و زندگى بى آلايش را به ما مى آموزد.
|